محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1313

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

سخت فصيح زبان بود و نيكو دانست ادبها را ، و از فرزندان امام ابراهيم بود . و نخستين كسى از بنى عبّاس كه خلقى را دعوت كرد به امام جدّان ابو الفضل طومار بود . و به مجلس اندر بود و زبان بگشاد و خطبه اى سخت فصيح كرد و خداى تعالى را حمد و ثنا گفت و اثرهاى عبّاس وزير كه اندر اين دولت چند رنج برد بر كار امير المؤمنين تا راست كرد و خلق را آرام گردانيد همه را ياد كرد و سخنانى چند بگفت كه آن همه مردمان بپسنديدند و بر وى آفرين كردند ، و بازگشت . و عبّاس بازگشت و به خانه شد . و عبّاس دانست كه همچنانكه درم بيعتى بايد اكنون خليفه را و خويشاوندان او را درم صلت بايد ، و آن كسها كه ايشان را رسم صلت بود كه خلفا هر سالى ايشان را بدادندى مقتدر را گفت چو تو به مباركى بنشستى ايشان را بخشش كن چنان كه كسها از بنى هاشم بودند و از اهل بيت خلافت و از خويشان و فرزندان بنى عبّاس و خلفاى گذشته . چون خداوندان علم و خداوندان سلاح به بغداد اندر و مانند آن كسها كه ايشان را رسم صلت بودى تو نيز ايشان را صلت بايد دادن . و مادر خليفه كنيزكى شغب نام بود ، و خواهر مادرش نام وى . . . و سه خواهر بودند دختران معتمد يكى مريم و ديگر عاتكه و سوم صفيه . و مادر اين صفيه كنيزكى بود امى نام وى دستنبوه ، و خليفه را او پرورده بود ، و دامادان بودند و كسها كه با او به سراى اندر بودند ، و از عيالان و چاكران و مانند ايشان . و عبّاس دانست كه ايشان را صلت بايد . و نخستين از خليفه بايد و چاره نيست . و چون از سراى خليفه به خانه شد هم آنگاه اصحاب ديوان را بخواند چون على بن عيسى و على بن محمّد و مهتران دبيران را گرد كرد و دبيران خاصهء خويش را ، و بفرمود تا نسخه بكردند بدان خواسته [ 360 a فا ] كه از بيت المال بيرون بايد آوردن و بردن مر اين صلتها را . و دبيرى املا كرد . چون تمام كردند روى سوى حاضران و دبيران كرد و گفت هيچكس از خلفاى پيشين كه به خلافت بنشستند بدين جوانى نبودند و به پارسايى و نيكويى نه از بنى عبّاس و نه از بنى اميّه مگر المعتمد باللَّه ، كه او نيز جوان بود و به سال امير المؤمنين بود كه به خلافت بنشست ، و هيچ كس نبود